Contact

 

تریبون آزاد

اخبار

 

روی جلدها

شکر میان

بهداشت

مقاله ها

نوشته ها

 عکس ها

گفتارها

همگانی

 ادبیات

Links

Pictures

صفحه نخست

بایگانی دفترهای شعر و ادبیات نشریه ی اینترنتی پوشه، این بایگانی سروده های نوشته شده در این بخش را تا 5 شماره پیش به شما نشان می دهد و روزهای سیزدهم و بیست و پنجم هر ماه میلادی به روز می شود

 


( دفتر شعر و ادبیات شماره 253 بخش یکم ) غزل . از: شمس الدین محمد حافظ شیرازی. پیش از اینت بیش از این اندیشهٔ عشّاق بود. مهرورزی تو با ما شهرهٔ آفاق بود. یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین‌لبان. بحث سرّ عشق و ذکر حلقهٔ عشّاق بود ــــ  غزل. از: دکتر اسماعیل خوئی. « در سوگ شهریار جان صالح ». شهریارا! ترکِ شهر و شهریاری کرده ای. وزغمِ خود، شهر را بر یار تاری کرده ای . آن شبستان های پر شادی و شور از خویش را . در غیاب ات، شبسرای سوگواری کرده ای. باغی از آهنگ های رنگ رنگ از تو به جاست  ــــ دو سروده. از: عسگر آهنین. 1 - نا آشنایی. چرا نمی شنوی. آنچه را نمی گویم؟. چرا نمی خوانی . نانوشته های مرا؟ ــــ سرزمین نفت و خون. از: پروانه قاسمی. بهار و پائیز و اینک زمستان عرب .  زنجیر بردگیمان همچنان پابرجاست. برای ثروت دیگران از دسترنج من وتو . ماشین جنگی شان بیش از پیش فعال است ــــ یک رباعی. از: مریم جلالی. جز دوستیت نبوده تقصیر مرا. عشقت چه کنم نموده دلگیر مرا ــــ زنی ز ژرفنای زندگی. از: رضا بی شتاب. ز ژرفنای زندگی. کنون گُذر کُنَد زنی. چو زُهره ای ز برزنی. زنی که رنگِ هستی ست وُ زمزمه ست را. صدا بزن ... ادامه ...

شماره 2823  نشریه، دوشنبه 24 بهمن ماه 1390 برابر با 13 ماه  فوریه 2012


( دفتر شعر و ادبیات شماره 252 بخش دوم ) غزل ... از: اوحدی مراغه ای. باشد آن روز که گویم به تو راز دل خویش؟. یا کنم بر تو بیان شرح نیاز دل خویش؟ ــــ  باغ های معلق. از: رضا بی شتاب. میانِ تُندبارِ ناگهان بوران. که سرما دوزخ افروزد ز دهلیزی به دهلیز. و تن ریزد همه برگ. نه بامِ خانه ای پیدا وُ پنهان برزن وُ در ــــ یک رباعی. از: رهی معیری. آن را که جفا جوست نمی باید خواست. سنگین دل و بد خوست نمی باید خواست ــــ بیخودی خندیدیم که ...از: لیلا سامانی. بیخودی خندیدیم. که بگوییم دلی خوش داریم. بیخودی حرف زدیم. که بگوییم زبان هم داریم. و قفس هامان را ــــ ژولیدگان. از: شهیار عدیلی پور. شکوفه هایی را به خاطر بیاورید. که در خواب میوه دیوانه می شوند ــــ برای گلشیفتهء دلیر، زیبا و هنرمند. از م. سحر. ز پرتوی که بر آن لوح نازنین افتاد. به قلب تیره دلان زنگ ِ آهنین افتاد ــــ چندین رباعی. از: دکتر اسماعیل خوئی.  برای دوستِ شاعرم، جهانِ آزاد . من تند اگر روم، مرا "باد" مخوان! . ور زخم خورم ز عشق، "فرهاد" مخوان!  ... ادامه ...

شماره 2804 نشریه، چهارشنبه 5  بهمن  ماه 1390 برابر با 25 ماه  ژانویه 2012


( دفتر شعر و ادبیات شماره 252 بخش یکم ) غزل...از: سلمان ساوجی. نصیحت می‌کند هر دم مرا زاهد به مستوری . برو ناصح تو حال من نمی‌دانی و معذوری ــــ گوته ، مردی از تبار بزرگان ، که با حافظ زیست و با حافظ مرد.حافظا ، خود را با تو برابر نهادن جز نشان ديوانگی نيست. تو آن كشتی ای هستی كه مغرورانه باد در بادبان افكنده ــــ ژاله عالمتاج قائم مقامی. ژاله عالمتاج قائم مقامی . ! در جسارت فکر و اندیشه پیش کسوت فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی است یک قرن پیش ــــ تا مقصد می خوانم. از: افسانه شافغی. گویا که یک نفر درون من خواب دیده است. با زبانی به بلندای افعی ــــ تا آخر زمستان. از: ویدا فرهودی. آمد بهار سالی در نیمه ی زمستان. سر سبز کوی و برزن،پر لاله خاک ایران . آن روز زندگانی لرزاند با خروشی. بیگانه از خموشی، صدها حصار زندان ــــ دو سروده متضاد. از: ناصر زراعتی. یک. پیمان پایمال شده. پرستو را از بند رَهانید. پیش از آن که ــــ پائیز هم رفت.از: امیر اسماعیل زاده طوسی. پاییز هم رفت. همان‌طور که همه رفتند. همان‌طور که همه‌چیز رفت. پاییز هم رفت ... ادامه ...

شماره 2792  نشریه، آدینه 23 دی ماه 1390 برابر با 13 ماه  ژانویه 2012


( دفتر شعر و ادبیات شماره 251 بخش دوم ) فصل باران. از: شکوفه نقی. فصل باران در چشمِ من،  وصلِ تنهایی ست با جویبار. ــــ  ایران به مرگ معتاد است. از: م. سحر. « سازمان عفو بین الملل: ایران به مرگ معتاد است ». ایران به مرگ معتاد است. جان ، برگ و برگ ، بر باد است ــــ  سه رباعی. از: فتح الله شکیبائی. مافوق شراب را چه باید گفتن . گل بوسه ی آب را چه باید گفتن  ــــ  عیسای ناصری. از:رضا بی شتاب. « و ساعتِ سِیّم بود که او را مصلوب کردند» (انجیل مَرقُس باب پانزدهم)  انسانِ عصرِ سرسام. عصرِ صنعت ــــ شعری از غاده السمان. شاعری توانا از سوریه. اگر به خانه‌ی من آمدی. برایم مداد بیاور مداد سیاه . می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم. تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم ــــ  شب یلدا. از: احمد نورائین. اگه فکر کنیم که خورشیدیم. به ماه شب یه فرصتی میدیم ... ادامه ...

شماره 2773 نشریه، یکشنبه 4  دی  ماه 1390 برابر با 25 ماه  دسامبر 2011


( دفتر شعر و ادبیات شماره 251 بخش یکم ) غزل ... از: شمس الدین محمد حافظ شیرازی.خوشتر از فكر مي و جام چه خواهد بودن.تا ببينم كه سرانجام چه خواهد بودن . ــــ یک رباعی ...از: حکیم عمر خیام. در گوش دلم گفت فلك پنهاني . حكمي كه قضا بود ز من ميداني ــــ یک سروده. از: شهرام زرگر. زیباترین سکانس های تاریخ سینمای من . سکانس پُرتعلیق فیلمی بود . که نَه بر پردۀ سینما  ــــ پیام. از: علی کریمی. جغد پیری با خنده گفت: تا من هستم؛ چرا به همسایه اخم میکنید. وقتی که بغضتان گرفت. ــــ مجروح شیمیائی. شعری از یکی از خوانندگان وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران. فرستنده آ. س. گرچه با كپسول اكسيژن مجابت كرده اند. مادرت ميگفت دكترها جوابت كرده اند. مرگ تدريجي است اين دردي كه داري ميكشي ــــ کوچه های لندن. از: مهناز هدایتی. امروز از ایرانی بودنم شرمنده شدم . خجالت کشیدم پشیمان شدم . هیچ وقت تا به امروز اینقدر احساس حقارت و پوچی نکرده بودم  ــــزیباترین قسم. از: سهراب سپهری. نه تو می مانی و نه اندوه. و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم ــــ برآمدم. از: رضا بی شتاب. «پیشکشِ زنان و در ردِ نابرابری و خشونت بر علیه زنان». برآمدم. ز تارکِ افلاک. چنان که خورشید. از کناره های خسته ی خاک ... ادامه ...

شماره 2761  نشریه، سه شنبه 22 آذر ماه 1390 برابر با 13 ماه  دسامبر2011


( دفتر شعر و ادبیات شماره 250 بخش دوم )چند دوبیتی . از: اسماعیل خوئی. چه ایرانی! . خدای من! چه ایرانی بگردد! . چو هر گلخن گلستانی بگردد! ــــ  رنگ پاییز و آتش و رقص. از: شهرام عدیلی پور. همین که نان. میان ماهی و دریا خلاصه شد. دهان از راه رسید. و حجم تاریک اش را ــــ  مرثیه ای برای صادق هدایت. از: زنده یاد مهدی اخوان ثالث. اگرچه حالیا دیریست کان بی کاروان کولی. ازین دشت غبار آلود کوچیده ست،. ــــ مرده. از: امین حیدری. زیر هجوم فاتحه جان داد عاقبت، افتاده ای که مهلت برخاستن نداشت. تا موریانه ها برسند از هزار سو،ــــ یک سروده. از: مینو نصرت. در سینه پروانه می خشکاند. در بازو عقاب خالکوبی می کند. در شکم اژدها می پروراند این زن ــــ تکرار..از: لیلا صادقی. مگر مي شود هر بار هم همين را گفت. كه يكي بود و يكي نبود. هميشه كه همان قصه است آخر. ... كه يكی راه مي رود دنباله خواب ديگري ــــ چشم انداز. مرضیه شاه بزاز. با شتابی به گام،. در تنگنای گذرگاه سبز پر یاقوت . آبشاری از توت می‌ریزد،. بر سفره‌ی میهمانان بیقرار ... ادامه ...

شماره 2743 نشریه، آدینه 4  آذر  ماه 1390 برابر با 25 ماه  نوامبر 2011


( دفتر شعر و ادبیات شماره 250 بخش یکم )غزل ... از: جهان آزاد. دل نیست، آشیانه ی درد و غم است این . دروازه ای به دهکده ی ماتم است این  ــــ اتفاقی بود. از: مهناز یوسفی. اتفاقی بود. کسی که دوستت ندارد. اتفاقی بود سرها و بدن ها و پاهاشان . که روی هم رفته کسی نبود. تنهایی در خانه اتفاقی بود ــــ  ندا (به یاد ندا که چشم هایش رهایم نمی کنند) . از: عسگر آهنین. خون تو را گلوله ای به نام خدا ریخت. تا چشم های باز تو. گواه مرگ خدا باشند. (زیر کمان خون گرفته ی آفاق. گل های سرنگون ــــ گل سرخ . یوسف صدیق (گیلراد). گلی مانده در یادم. گلی که حواسم را می‌‌چیند.  گلی که حرف می‌‌زند. با من . و گاهی‌ من . شعرهایم را در شبنم‌هایش می‌‌شویم. ــــ نت های آبی. از: شهلا بهاردوست. نت های آبی. "دو" مثل پاها، دستهای ما. با ما اینجا، آنجا، در دورها . در لابلای هجومی خلوت، چه لرز، چه تب کرده اند.  "ر ِ" مثل راه ــــ غزل ... از: سمانه نائینی. شب بود و با چیره دستی  دزدیدی از من منم را. آتش زدی با نگاهت  کوتاهی دامنم را ــــ چشم انداز. از: مرضیه شاه بزاز. با شتابی به گام،  در تنگنای گذرگاه سبز پر یاقوت . آبشاری از توت می‌ریزد،  بر سفره‌ی میهمانان بیقرار خاک . لکه ای بر دامن جنگل می‌روید ــــ چشمِ انتظار. از: رضا بی شتاب. نیامدی وُ چشمِ انتظارِ واژه ها. به روی سطرِ راه وُ سوی صفحه ی زمان. سپید شد. نیامدی وُ دیر شد. تمامِ ... ادامه ...

شماره 2731  نشریه، یکشنبه 22 آبان ماه 1390 برابر با 13 ماه  نوامبر2011


( دفتر شعر و ادبیات شماره 249 بخش دوم ) گیتار شیون آغاز می کند. از:فدریکو گارسیالورکا. همه ی سرزمین ها صاحب دارند. هیچ درختی نیست که مال همه باشد. تنها جایی که من آزادم روی این جاده است. می ترسم که جاده ها را نیز از آن خود سازند ــــ  یک سروده. از: نصرت رحمانی. اوراق شعر ما را. بگذار تا بسوزند. لب های باز ما را. بگذار تا بدوزند ــــ هجای هجو. از: جهانگیر صداقت. نامتان را در نحوست مرثیه ای . بر ساحل مردابی، جاودانه. خواهم ساخت . تا بویناک بادهای پریشان . بر بیاشوبد خوابتان را هرلحظه . تا غروب قیامت! ـــــ باران یعنی تو برمی گردی « نزارقبانی». از: سمانه نائینی. با درد برمی خیزی از خوابم  می ترسی از این حجم تنهایی. هیچ از جنونت کم نخواهد کرد  این لای لایی های لیلایی ـــــ زیبائی.از: مهدی فلاحتی. چشمهایم ریز. پوستم پُرحفره چون اسفنجِ دورافتاده از دریا. ژرفجای زخم بر هر گونه ام . (یادگاران درونپوسیده از جنگ)  ــــ ایرانیان ایرانیان.از: رضا بی شتاب. ایرانیان ایرانیان!. ویران مبادا خانه تان ... ادامه ...

شماره 2712 نشریه، سه شنبه 3  آبان  ماه 1390 برابر با 25 ماه اکتبر 2011


( دفتر شعر و ادبیات شماره 249 بخش یکم )  غزل. از: سمانه نائینی. به "مهسا امرآبادی" و "مسعود باستانی" و راه نا تمام نظام آباد تا رجایی شهر. خانه بوی بهار می دهد و،  تو پر از سفره های بی سینی. ساز ساکت ، سکوت سر در گم، سردی سایه های تزئینی ــــ آمدی. از: ژیلا مساعد. آمدی، اما نان را قسمت نکردی. ما را قسمت کردی. ما را بُریدی. قیچی کردی . به شکل شکنجه گر، سرباز بدون چشم ــــ  بنشينيم و بينديشيم. از: هوشنگ ابتهاج « م. الف. سایه ». بنشينيم و بينديشيم. اين همه با هم بيگانه. اين همه دوري و بيزاري. به كجا آيا خواهيم رسيد آخر؟. و چه خواهد آمد بر سرما ــــ چند سروده. از: علیرضا روشن. از چشم تو که در بندی درویش. جهانی زندانی است و تو آزاد. حقیقت است این: پرنده در آسمان تیرباران می‌شود. شاعر در قفس شاعرتر ــــ غزل. از: یاغی « برای نهال و بهنام ». از آستان عدالت صدا نمی آید . خدا خدا مکن امشب خدا نمی آید  ــــ پائیزان.از: محمود کویر. پادشاه رنگ. پاییز، کوبه ی کبود باد، بر طبل سبز برگ. پاییزٍ رقص ــــ ــــ چهره ی پنهانِ عشق. از: رضا بی شتاب. رفتی وُ فقط ماند مرا بوسه ی بدرود. یادی که پُر از طعمِ بهارست وُ گُل وُ رود ... ادامه ...

شماره 2700  نشریه، پنجشنبه 21 مهر  ماه 1390 برابر با 13 ماه اکتبر 2011


( دفتر شعر و ادبیات شماره 248 بخش دوم ) ده رباعی. از: م. سحر. ُمردی و بهشت ، سرنوشتت بادا. وان فاحشهِ بازار ، بهشتت بادا ــــ می دوم. از: آریانه یاوری. معشوقم زیر نقاب ها یت بخواب . برهنه می کنم خود را از سالهای مجهولی که زندانبان زیبایم بودی  ــــ ساعت ها و آینه ها. از: عسگر آهنین. این عقربه ها را دیگر نمی توان متوقف کرد . تنها، نشسته روی عقربه ی ثانیه شمار . دارم، روی دایره، می چرخم . می خواستم جهان به شکل کودکی ــــ یک سروده. از: نادر چگینی. ازاین حرف های بسته روزنه ئی نیست . کدام بهار؟. کدام کشک؟. تاتابلوهای مارک روتکو*یکدست قهوه ایم ــــ  معادله ای نیست. از: یوسف صدیق ( گیلزاد ). قطار . سوتش را می‌‌بلعد. تو . ساندویچ مرغی را  ــــ  توله خرس های سمیرم. از: مینو نصرت. خبر ها پشت سر هم می رسند. تیزتر از باد . پر شتاب تر از نور.ضجۀ توله خرس های سمیرُم ــــ پنجره بر هم زن. از: مرضیه شاه بزاز. پنجره بر هم زن و پرده ها را بیاویز . که باز می‌رسد از راه. فواره‌ای سرخ باز می‌جهد از زخم ... ادامه ...

شماره 2682 نشریه، یکشنبه 3  مهر  ماه 1390 برابر با 25 ماه سپتامبر 2011


( دفتر شعر و ادبیات شماره 248 بخش یکم ) هرگز نخواب کورش. از: سیمین بهبهانی. دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد . بابا ستاره ای در، هفت آسمان ندارد. کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست . حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد . ـــــ  پائیـــــز... از: کامران فرزان. با بال های زردِ باد سبکبال. آرام و باشکوه . پائیز می رسد از راه. یکدست جامِ آفتاب طلائی. یکدست جامِ ماهِ نقره ای. با رنگ های سرخ و آبی و سبز و سفید و زرد. ــــ  سرزمین هرز. از: آریانه یاوری.وقتیکه به ضجه های شکسته در گلویم می خندی . و با گیسوان سوخته ام هوس هایت را به آتش می کشی  ــــ ای بهار عرب. از: م. سحر. ای بهار عرب شکوفان باش. نیز گاهی به یادِ ایران باش !. ابر سرخی که بر تو می بارد. رنگی از خون و خاک من دارد. بر تو این آسمان بارانی ــــ  زنده باد دشمن . از: مهرانگيز رساپور - م. پگاه. اگر دشمنان‌ام نبودند. من برای گريز ــــ  غزل مثنوی . از: هیلا صدیقی. هوا... بارانی است و فصل وپاییز . گلوی اسمان از بغض لبریز. به سجده امده ابری که انگار شده از داغ تابستانه لبریز ــــ یک سروده. از: نادر چگینی. ومی آیدمیان کوچه ای که ازخاکی گذشت. معجزه ی امروز. لیلای دیروزاست ... ادامه ...

شماره 2670  نشریه، سه شنبه 22 شهریور  ماه 1390 برابر با 13 ماه سپتامبر 2011


( دفتر شعر و ادبیات شماره 247 بخش دوم )  غزل ... از: عراقی. ما دگر باره توبه بشکستیم. وز غم نام و ننگ وارستیم . ــــ  بغض مذاب. از: آزاده سلیمانی. به گاهی که دوست می دارم، دلتنگی هایم شسته می شوند ــــ  شمعی در باد. از: شهریار عدیلی پور. در من نگاهی خاموش، تا دور دست پنجره پرواز می کند ــــ  دزدان همگی مصدر این ننگ غریبند. از: هادی خرسندی. یک مشت گدای عرب از راه رسیدند. در میهن پر رونق ما خانه گزیدند ــــ  می فریبم. از: زنده یاد رضا رحیمی. می فریبمت، با تو بتی می سازم ــــ  یک سروده. از: نادر چگنی. و تو نیستی، آخر عادت نکردم، در چار در سه ای که اتاق را ــــ  همچون چارده سالگی. از: محمود کویر. پرندگانی پریشان در پیراهن من اند، در دهان من است ماه ــــ مجسمه. از: سونیا طیبی. همین که به این مجسمه، نگاه کنی، نفس اش بر می گردد. دستش را بگیری ــــ عاشقانه. از: امیر حسین تیکنی. در غروبی طلائی، میتوانستم نهنگ پیری باشم، ... ادامه ...

شماره 2651 نشریه، پنجشنبه 3  شهریور  ماه 1390 برابر با 25 ماه اوت 2011


قابل توجه شاعران و هنرمندان گرامی
نشریه پوشه با کمال میل نسبت به گذاشتن کارهای ادبی شما  اقدام خواهد کرد .
با پوشه به آدرس
Email : khosrow22@hotmail.com
پیوند بگیرید