Contact
تریبون آزاد
اخبار
روی جلدها
شکر میان
بهداشت
مقاله ها
نوشته ها
عکس ها
گفتارها
همگانی
ادبیات
Links
Pictures
صفحه نخست
بایگانی « گفتارهای سر دبیرِ نشریه پوشه » تا پنج شماره پیش. این صفحه اول هر ماه میلادی بروز می شود
شماره 2901 نشریه، سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ماه 1391 برابر با یکم ماه مه 2012
( گفتار شماره 256 نشریه اینترنتی پوشه، نویسنده: خسرو وزیری ) دوستان درود بر شما: 1 - زندگی ملقمه ایست از موفقیت ها و ناکامی ها، شهرت و گم نامی، شادی و غم . پستی و بلندی بسیار هم دارد . و کنار آمدن با این پارامترهاست که عمر را به سر می آورد و در پایان، وقت رفتن می رسد . در همین گذار و گذشتِ زمانِ زیستن و بنا به یک ویژگی انسانی که فراموشی اش می نامند، خاطره ی رویدادهای زندگی چه شاد و چه سخت، در پس پرده های تالاموس مغز مخفی می ماند . گاهی هم بکلی از صفحه حافظه زدوده می شوند . اما بعضی دردها هستند که درون آدم را بد جوری می تراشند . آنقدر سنگین اند که روح را می آزارند . جسم را می پوسانند . غم هائیکه هیچگاه از یاد نمی روند . از صفحه پندار و گمان پاک شدنی نیستند و تا آخر عمر با آدم می مانند و داغشان تا ابد بر دل می نشیند . من در زندگی غم های زیادی دیده ام . دوستان عزیز بسیاری را از دست داده ام . در سوگ پدر نشسته ام . از دست رفتن مادر را تحمل کرده ام ... و ... و ...اگر بنویسم که غم از دست دادن مهدی محمدیان یکی از دردهای سنگین زندگیم بود حرفی گزاف نگفته ام . این درست... ادامه ...
شماره 2871 نشریه، یکشنبه سیزدهم فروردین ماه 1391 برابر با یکم ماه آوریل 2012
( گفتار شماره 255 نشریه اینترنتی پوشه، نویسنده: خسرو وزیری ) دوستان درود بر شما: 1 – نمی دانم شما چندمین فرزند خانواده هستید . اگر بزرگترینید که دردم را خوب می دانید . می دانید که در خانواده های مرد سالار ایرانی، پسرهای بزرگ همیشه بازنده بودند . البته مقام تشریفاتی بالائی داشتند ولی همیشه بازنده بودند و هنوز هم بازنده هستند . دلیلش هم این است که مرارت برادران و خواهران کوچکتر را باید بدوش بکشند و مهر کمتری هم ببینند . این قانون خانواده ما بود . فامیل شما را نمی دانم . من بدلیل اینکه فرزند بزرگ و پسر خانواده بودم همیشه باید سخترین کارهای خانه را انجام می دادم . حیات را جارو می کردم، چون کوچکترها نازک بودند و گرد و ... ادامه ...
شماره 2840 نشریه، پنجشنبه 11 اسفند ماه 1390 برابر با 01 ماه مارس 2012
( گفتار شماره 254 نشریه اینترنتی پوشه، نویسنده: خسرو وزیری ) دوستان درود بر شما: 1 - علیرضا میبدی بچه شیراز است . آن وقت ها خانه شان پشت سینما مایاک شیراز بود . بگمانم دبیرستان ابن سینا هم می رفت . حالا در لس آنجلس مجری برنامه ی رادیو یاران و تلویزیون سراسری و بیست و چهار ساعته ی پارس شده . بعضی وقت ها که لابلای برنامه های فشرده زندگی، چند دقیقه ای آزاد به چنگم می افتذ، نگاهی به برنامه اش می اندازم . البته نه بخاطر اینکه میبدی همشهری من است و دوستش دارم، که او را یک مجری خوب در بین همه ی اجرا کنندگان برنامه های تلویزیونی لس آنجلسی ایرانی می دانم . آدینه 17 فوریه 2012 خانم پری اباصلتی، سردبیر مجله اطلاعات بانوانِ دورانِ پیش از انقلاب را به برنامه خود دعوت کرده بود . با او گپی داشت و گفتگوئی . و این گفتگو مرا برد به دوران گذشته . ویژه آنکه در میانه های برنامه، یادی کرد از بیژن سمندر . نام بیژن را که آورد، بدانم داشت تا پایان برنامه با میبدی و میهمانش باشم ...ادامه ...
شماره 2811 نشریه، چهارشنبه دوازدهم بهمن ماه 1390 برابر با یکم ماه فوریه 2012
( گفتار شماره 253 نشریه اینترنتی پوشه، نویسنده: خسرو وزیری ) دوستان درود بر شما: 1 - یک کوچه پائین تر از خانه قدیمی ما در شهری که به معدن گل وبلبل معروف بود، رودخانه ای وجود داشت که از اواخر خرداد ماه تا اوائل زمستان، آبش خشک می شد و بهمین جهت نامش را رودخانه خشک شیراز گذاشته بودند . بچه های محله بر بستر شنی این رودخانه تکه زمینی به اندازه یک زمین والیبال صاف و صوف کرده بودند، که شده بود میدان ورزشی مان . با یک طناب و دو چوبِ هم اندازه، تور والیبال علم می کردیم . در دو کله ی همین میدان کوچک چند تا آجر که رویهم می چیدیم، دروازه می ساختیم و با پای برهنه دلمان را می سپردیم ببازی فوتبال . بعضی وقت هم که توپ نداشتیم و یارآن والیبال و فوتبال کم بودند، روی همین زمین شنی کشتی می گرفتیم . سرتاپایمان می شد شن و خاک . ولی وقتی که پشت رقیب را بهمین خاک می رسانیدیم کلی احساس غرور می ریخت توی وجودمان . من کشتی را خیلی دوست داشتم . زورم هم کم نبود . اگر هم ادامه می دادم شاید به قهرمانی نمی رسیدم، ولی یک کشتی گیر خوب می شدم
شماره 2780 نشریه، یکشنبه یازدهم دی ماه 1390 برابر با یکم ماه ژانویه 2012
( گفتار شماره 252 نشریه اینترنتی پوشه، نویسنده: خسرو وزیری ) دوستان درود بر شما: 1 - یکشنبه 27 نوامبر 2011 رفتم و در مراسم بزرگداشتِ یارانِ دیرین، و بخاک خفته ی کتابخانه ی نیما شرکت کردم . شبی بود که یاد رفعت دانش، مسیح تنگروی « اسکندری »، سرهنگ محمد انصاری، رفیق عبدالله قاسملو، فریدون صبوری، و افشین صدری، را در ذهن زنده می کرد . نشست بی تکلفی که برای شرکت در آن هیچ قاعده و شرط و شروطی گذاشته نشده بود . دوستان بسیاری هم آمده بودند . سخنانی هم ایراد شد که همه رنگ و بوی یادآوری از این عزیزان را می داد . با اینکه دوستان هر آنچه را که من می خواستم بر زبان آورم، گفته بودند و خوب هم حق مطلب را ادا کرده بودند، در یک برهه زمانی، چند جمله ای هم من گفتم . در مورد شمس الدین محمد حافظ شیرازی و غزل هایش، که خواندن غزل های این عارف بزرگ مشکل است و امکان چند گونه خواندن و چند گونه برداشت از سروده های بلبل شیراز، بسیار . و اینک که این جمله ها را می نویسم، بدون آنکه بخواهم نوشته را بدرازا بکشم تنها به این صنعت شعری که استعاره اش می نامند،
شماره 2749 نشریه، پنجشنبه دهم آذر ماه 1390 برابر با یکم ماه دسامبر 2011
( گفتار شماره 251 نشریه اینترنتی پوشه، نویسنده: خسرو وزیری ) دوستان درود بر شما: 1 - موهای سیاهرنگ و زیبای « برژیت » را از ته تراشیدند. بگمانم کسانی که سرگذشت این بانوی نیکو کار را از آغاز و در این صفحه پیگیری کرده اند بخوبی می دانند که از چه سخن می گویم . « برژیت » را خوب می شناسند و می دانند که تصمیم این زن خیرخواه، به از دست دادن موهای چون شبق سیاهش، بچه خاطر بوده، و چرا اقدام به این کار کرده است . اما برای عزیزانی که در جریان نیستند و اولین بار است که با نام « بریژیت » آشنائی پیدا می کنند، کوتاه بنویسم که او مادر دلسوخته ایست که فرزند بیست و هشت ماهه اش را در اثر ابتلا به بیماری سرطان خون ... ادامه ...
شماره 2719 نشریه، سه شنبه دهم آبان ماه 1390 برابر با یکم ماه نوامبر 2011
( گفتار شماره 250 نشریه اینترنتی پوشه، نویسنده: خسرو وزیری ) دوستان درود بر شما: 1- شنبه 22 اکتبر 2011 با آگاهی هائی که دوستان داده بودند، به مدرسه دهخدا رفتم . پیش تر ها در مورد فعالیت های این مرکز فرهنگی بسیار نوشته ام . اینکه این گروه که بنظرم ایرانیان راستینی هم باشند، تا کنون در شناساندن فرهنگ ایران به جوانان ایرانی و دوستان غیر ایرانی بسیار کوشا بوده و کارهای سودمند و مردم پسند بسیاری را ارائه کرده است و خیلی چیزهای دیگر . با همین باور هم پایم دوباره به این مدرسه باز شد . اما این بار نه برای دیدن یک برنامه هنری، پزشکی، کنسرت، فیلم و یا حتا یک سخنرانی علمی، که رفتم تا در یک کار مردمی شرکت کنم . همراه دیگر انسان های نیکو سرشت در امر کمک رسانی به یک جوان بیمار خدمتی کرده باشم .
شماره 2688 نشریه، شنبه نهم مهر ماه 1390 برابر با یکم ماه اکتبر 2011
( گفتار شماره 249 نشریه اینترنتی پوشه، نویسنده: خسرو وزیری ) دوستان درود بر شما: 1 - می خواستیم برویم دریا . فامیلی با سه چهار اتومبیل از شهر راه افتادیم . جاده خاکی بود و از میان باغ های سیب و توتستان ها می گذشت . بچه ها چقدر شادی می کردند و بزرگترها که برای این سفر کوتاه چه ساز و برگی تهیه دیده بودند . صدای موزیک بلند بود، آنقدر که خیال می کردی سقف اتاقک اتومبیل دارد می ترکد . من تا آنروز چندین بار به رضائیه سفر کرده بودم ولی برای بار اول بود که بدیدار دریاچه می رفتم . چند کیلومتری پیمودیم تا رسیدیم . آفتابِ یک تیغی بالای سرمان می تابید . دریا آبی و صاف بود، اما ساحل تیره ای داشت . بوی انیدرید سولفوریک تندی می آمد ... ادامه ...
شماره 2658 نشریه، پنجشنبه دهم شهریور ماه 1390 برابر با یکم ماه سپتامبر 2011
( گفتار شماره 248 نشریه اینترنتی پوشه، نویسنده: خسرو وزیری ) دوستان درود بر شما: 1 - نزدیک نه سال است که در این صفحه مطلب می نویسم . از همه چیز و بهر مناسبتی . بیشترشان هم جدی بوده اند و اندرز گونه . هر چند خودم نیازِ بیکران به پند و اندرز بزرگان و دوستان داشته و دارم . در این یادداشت ها کوشش کرده ام تا آنجا که در توان این قلم بوده، رویدادهای زندگانی را به شیوه ای بازتاب دهم که پایانی آموزشی داشته باشند . بگذریم از اینکه این نتیجه گیری ها در بعضی مواقع بسیار کمرنگ، و در چند مورد هم اصلأ بی رنگ بوده اند . اما و بهر روی و در تمام این مدت مرادم این بوده تا وطیفه ای را که بعهده ام گذاشته بودند به انجام برسانم . حالا تا چه اندازه پیروز بوده ام را بداوری شما وا می گذارم . افزون بر این ها یک نکته را هم نباید فراموش کرد که دوست گرامی آقای ناصری، سر دبیر ... ادامه ...
شماره 2596 نشریه، آدینه دهم تیر ماه 1390 برابر با یکم ماه ژوئیه 2011
( گفتار شماره 247 نشریه اینترنتی پوشه، نویسنده: خسرو وزیری ) دوستان درود بر شما: چند ماه پیش، درست اول فوریه 2011 و در سوگ شاهزاده علیرضا پهلوی مرثیه ای نوشتم و قطعه شعری از این قلم تراوش کرد که مورد توجه بسیاری از دوستان قرار گرفت . اینکه می نویسم آن سوگ نامه مورد توجه بسیاری قرار گرفت، دلیلش اظهاراتی بود که تلفنأ، حضورأ، و یا بوسیله پیام های اینترنتی از چپ و راست به من رسید. دوستان بسیاری در ماهنامه بازار، و بازدید کنندگان بیشتری به نشریه اینترنتی پوشه سر زدند، نوشته را خواندند و از روی مهر بمن آفرین هم گفتند که دستشان درد نکند . مرا وام دار مهر بی پایان خود قرار دادند . اما در این میان دوستانی هم که به این یادداشت خرده هائی گرفتند کم نبودند . کسانی که جایگاهی والا در دل من داشتند و دارند . عزیزانی که ایراداتشان، اگر چه بسیار گزنده بود ... ادامه ...
قابل توجه دوستان گرامی نشریه پوشه به یاری شما ایرانیان راستین نیاز دارد . اگر ایرانی هستید و سربلند، به ندای ما پاسخ دهید و به یاریمان بشتابید . برای هرگونه کمک و یاری به نشریه اینترنتی پوشه با آدرس Email : khosrow22@hotmail.com پیوند بگیرید