|
خوشا به بشریت که کورش دارد
نویسنده :
دکتر احمد پناهنده
هر ملتی در تاریخ دور و
نزدیکش الگوهایی دارد که سرمایه ی آن
ملت بشمار می رود. اما از میان ِ همه
ی این الگوها همیشه یکی از همه برجسته
تر و تابناک تر است. بطوریکه همه
الگوها در مقیاس ِ ارزشها، در زیر
مجموعه ی آن قرار می گیرند و یا از
وجود آن هویت می یابند.
ایران در
میان کشورهای کهنسال از فرهنگ و تاریخ
ِ ممتازی برخوردار است. تاریخ و
فرهنگی که امروز نه فقط ایرانیان بلکه
جهانیان به آن افتخار می کنند.
بی سبب نیست که امروز خانه ی ملل جهان
با منشور کسی مزین شده است که بنیان
گذار پادشاهی هخامنشی در پهن دشت
ایرانزمین است.
این پادشاه و الگوی ِ ایرانزمین، نامش
کورش است و در زمانی که آدمخواری،
برده داری و خشونت بی حد و حصر
همتایانش، در کشورهای همسایه بی داد
می کرد، راه تسامع در کشورداری و
برخورد ِ مدارا با انسان و مذهب را
پیش گرفت و بذری در آن سرزمینهای خون
و جنون پاشید که پس از قرنها و در
دنباله ی دو جنگ خانمان برانداز و
انسانسوز ِ جهانی، در قرن ِ بیستم،
جوانه اش در قامت اعلامیه ی حقوق بشر
سبز شد و سپس چون درختی استوار ریشه
محکم کرد و ثبت گردید.
امروز هر ایرانی، حتا در این زمانه ی
عسرت و درد و با این همه زخم ِ خنجر
بر تن تاریخ و فرهنگ ِ نیاکان، به خود
می بالد که از چنین تاریخ انسانمدار و
فرهنگ ِ انسان سالار برخوردار بوده
است و می تواند سرش را در مجامع جهانی
بالا بگیرد و به تاریخ و تمدن و
فرهنگش افتخار کند.
هر چند در سرزمین کورش امروز کسانی بر
تختش تکیه زده اند که بویی از انسانیت
و حقوقش نبرده اند که هیچ حتی نام
بالا بلندش را خوار و مزارش را عار می
پندارند.
و راستی چرا؟
زیرا این گنده واشها* که امروز
بر سریر کورش و دارا تکیه زده اند، هر
چند در ایران متولد شدند و به ظاهر
ایرانی هستند اما تاریخ ایران را بر
نمی تابند و فرهنگ ایرانی ندارند و
مبداء تاریخیشان را نه 559 سال قبل از
میلاد بلکه از زمان هجرت محمد که یک
تاریخ و تمدن ناداشته ی عرب است، می
دانند.
به عبارت دیگر خودشان را امت ِ اسلامی
می پندارند که در ایران زندگی می
کنند.
در حالی که ما و همه ی ما ایرانی
هستیم و تاریخ ما از 559 قبل از میلاد
شروع می شود که بنیان گذار آن پادشاه
بزرگ ایرانزمین، کورش کبیر است.
کورش نمونه ی فرد یا پادشاه ِ بی
همتایی است که تا کنون تاریخ بشریت به
خود دیده است. برای فهم این ادعا کافی
است با نگاه و ذهن امروزی به منشوری
که او در بیست و پنج سده پیش برای
عدالت گستری و حقوق انسانها انتشار
داد، مقایسه کنیم با قوانینی که امروز
در پیشرفته ترین کشورها اجرا می شود.
و یا مقایسه کنیم با تمامی قوانینی که
پس از مرگ او و سقوط هخامنشیان به
اجرا در آمد، آنوقت خواهیم دید که این
بزرگ مرد و بزرگ پادشاه با چه وسعت
نظر و اندیشه ی انسان سالاری به بشریت
می نگریست.
این مرد بزرگ وقتی بابل را گشود، در
نهایت عطوفت با مردمان امپراتوری ِ
مغلوب رفتار کرد.
اُسرای یهود را که از زمان بخت النصر
در بابل در زندان بسر می بردند، آزاد
نمود و معبد و اماکن دینی و مذهبی شان
را مرمت کرد و در مقابل مردوخ خدای
بابل سر تعظیم فرود آورد و وقتی که بر
کل ِ امپراتوری بابل تسلط یافت در روز
29 اکتبر سال 539 پیش از میلاد پس از
بیست سال پادشاهی اعلامیه ی تاریخی
خود را که امروز از آن به عنوان
نخستین منشور حقوق بشر یاد می شود روی
سفالتبشته ای که به استوانه ی کورش
معروف شد، حک کرد.
این استوانه ی سفالین به تاریخ 1878
میلادی در پی کاوش در محوطه ی باستانی
بابل کشف شد.
این سند ِ نخستین حقوق بشر، در سال
1971 میلادی توسط سازمان ملل به
زبانهای گوناگون ترجمه و منتشر شد.
نمونه ی کپی برداری شده ی این استوانه
در مقر سازمان ملل در نیویورک نگه
داری می شود.
و امروز جای بسی خوشحالی است که پس از
حمله ی تازیان به ایران و لگد کوب
کردن فرهنگ و تمدنی که کورش سنگ بنایش
را گذاشته بود و داریوش بزرگ آن را
وسعت داد و ساسانیان با همه ی توان
ادامه داده بودند، پس از قرنها
فراموشی و پاک شدن از ذهن و ضمیر
ایرانی و ایرانیان، پادشاهان پهلوی
دوباره نام و یادگارشان را از خاکروبه
های قرون اعصار در آوردند و در دل و
جان هر ایرانی آینه کاشتند.
جشن با شکوه و در خور ِ سزاوار ِ کورش
و همه ی ایرانیان پاک سرشت برای
بزرگداشت و پاسداشت ِ دو هزار و پانصد
سال پادشاهی در ایران، در دوران ِ
پادشاهی ِ محمد رضا پهلوی، اوج این
شناسایی ِ پدر ِ حقوق ِ بشر به تمامی
ِ مردم ایران و جهان بود و با این
جشن شکوهمند و شور و شادی آفرین،
ایرانیان را به خویشتن ایرانی و هویت
ملی خود فرا خواند. از این پس است که
کورش در قلب هر ایرانی منزلگه جاویدان
پیدا می کند.
خوش باد به حال ِ ما که کورش داریم
در قلب و خرد، سایه ی نورش داریم
افسوس که ددان به سرزمینش تاختند
با
جهل و جنون به گورش آب انداختند
با این همه او بزرگ در قلب ِ جهان
اما، ددان، همه، تو چاه ِ جمکران
حال در پایان این نوشته در این روز ِ
صدور اعلامیه ی تاریخی کورش، منشورش
را که سنگ بنای قوانین حقوق بشر امروز
گردید، با هم بخوانیم.
اينك كه به
ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و
كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته
ام ، اعلام مي كنم :
كه
تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق
سلطنت را به من مي دهد
دين
و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه
آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و
نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من
، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من
پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را
مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها
توهين نمايند .
من
از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده
ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا
توفيق سلطنت را به من مي دهد ،
هر
گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل
نخواهم كرد
و
هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت
خود قبول كند يا ننمايد
و
هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ،
من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ
نخواهم كرد .
من
تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و
كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم
گذاشت ،
كسي
به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم
واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم
گرفت
و
به او خواهم داد و ستمگر را مجازات
خواهم كرد .
من
تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم
گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري
را به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب
مال ، تصرف نمايد
من
تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت
كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و
بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد
.
من
امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد
است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ،
بپرسد
و
در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،
مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب
ننمايد ،
و
هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و
مال خود را به هر نحو كه مايل است ،
به مصرف برساند ،
مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران
نزند .
من
اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال
خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به
مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش
كرده ، مجازات كرد ،
مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي
ممنوع است
و
اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي
مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد
مجازات گردد ، نه ديگران
من
تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي
كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان
را بعنوان غلام و كنيز بفروشند
و
حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ،
كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ،
مانع از فروش و خريد مردان و زنان
بعنوان غلام و كنيز بشوند
و
رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد
.
و
از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه
اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي
ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه
عهده گرفته ام ، موفق گرداند .
روز جهانی ِ بنیانگذار
حقوق بشر کورش بزرگ بر همه ی جهانیان
بویژه ملت ِ شریف ایران خجسته باد
*
گنده واش در لهجه و گویش گیلکی، علف
هرزه را گویند که در مزارع و باغ و
باغچه ها مزاحم نشاط و طراوت گل و
سبزه و گیاه می شود. در واقع وجودشان
زاید و کدر کننده ی زیبایی است.
|