سازمانهای سیاسی خارج از ایران و وسایل ارتباطات جمعی یک جانبه قضاوت میکنند.
زمانیکه نشریات ایرانی در کشورهای خارجی را ورق میزنیم جز مطالب ناگوار و ناخوش ایند نسبت بایران چیز دیگری توجه ما را جلب نمیکند. اعتصاب غذای زندانیان سیاسی  نارضایتی مردم از گرانی و فقر شقاوت و زورگویی دولت عنوان تیترهای عادی مقالات است. این روش طوری در بنیان ساختمانی این سیستم حک شده که کوچکترین اظهار عقیده ای خارج از این مسیر مزد گیر جمهوری اسلامی معرفی شده باید خاموش ماند. سازمانهای سیاسی و مدافع حقوق بشر هم بنوبه خود در این یک جهت بینی سهیم بوده و نسبت بعقایدی که با تعبیر انها از ازادی و ازادگی مغایرتی داشته باشد احساس نا امنی کرده و از خود انعطافی نشان نمیدهند.
موضوع مورد مثال که میتواند این تناقض و یکسو بینی را برای ما روشن کند عکس العمل  عده ای از ایرانیان مقیم مونترال در واقعه اخیر مرگ یک ایرانی تباربدست پلیس مونترال بود. بطوریکه تمام سازمانهای حقوق بشر و نشریات با مقالات پی در پی و گردهمایی در میادین شهری سعی کردند مقامات پلیس و دولتی را محکوم کرده و در ضمن یادبودی هم ازشخص معدوم کرده باشند.
 
« دنباله نوشته را در ستون روبرو بازدید کنید »



در عین حال که این گردهمایی و همدردیها قابل ستایش بوده باعث همبستگی بین افراد در جهت بهبود جامعه هست وقتی میبینیم که همین اتفاق در تهران برای تعدادی از دانشمندان فیزیکی ما میافتد که در اثر توطئه های تروریستی ظرف دوسال اخیر جان خود را از دست داداند و کوچکترین یادی و یادبودی برای انها نمیشود صداقت این تظاهرات مورد سوال قرار میگیرد.
صرف نظر از وابستگی و تهعدات سیاسی این افراد همه اینها یک ایرانی معتقد با سوابق علمی و دانشگاهی گسترده بوده و بنا حق جان خود را در اثر یک توطئه سیاسی باخته اند. لیکن متاسفانه کوچکترین ندائی از همدردی از مردم و سازمانهای مدافع حقوق بشر و نشریات بعنوان تاسف و تالم بر نخواست. گویی جان این افراد ان ارزش معنوی و  بشری را ندارد که برایشان جمع شوند و تاسف بخورند.
من بنوبه خود فقدان این افراد برجسته را که جان خود در راه بهبود ملت ایران از دست داده تسلیت گفته از همه هموطنان خواستارم تا بهر طریق ممکن در جهت کشف این بلای تروریستی که دانشمندان ایرانی را هدف بمبهای پلاستیکی خود قرارداده کوشا باشند.

حامد حایری  مونترال