|
|
القاعده،ايران، جنگ بين شيعيان در عراق و ,گاف, سناتور
برگرفته از : روشنگری
از
سفر سناتور مک کين به خاورميانه يک ويديو به يوتيوب راه يافت که به
يکی از پر بيننده ترين ويديو های سياسی هفته های اخير تبديل شد.*
سناتور مک کين هم به لحاظ گرايش به جنگ افروزی و هم به لحاظ ضعف در
کاراکتر شخصی در سطحی است که يکی از نويسندگان آمريکايی نوشته است
او در صورت انتخاب به رياست جمهوری اعتبار از دست رفته جرج بوش را
باز خواهد گردانيد. مک کين همان کسی است که در کارزار انتخاباتی در
پاسخ يک سوال در مورد سياست او در رابطه با ايران گل از گلش شکفت و
شروع کرد به ترانه خوانی:,بمب بريزيد، بمب بريزيد، روی ايران,.
در ويديوی مورد نظر هم مک کين چنان در خلسه ی عشق بمباران ايران
فرورفته بود که به گفته رسانه های آمريکايی يک ,گاف, داد. ويديو
از يک کنفرانس مطبوعاتی در اردن است. ميدانيم در هفته های اخير
جرج بوش، ديک چني، ژنرال پترائوس و ديگران يک کر هماهنگ در مورد
خطر رژيم ايران در منطقه به راه انداخته اند که برخی آنرا جنگ
روانی خوانده اند و برخی هم آنرا مقدمه نوعی اقدام نظامی عليه
ايران ميدانند. مک کين در اظهاراتی که در اين ويديو ثبت شده
ميگويد: ,اين ديگر برهمه روشن است و گزارش هم شده که اعضای
القاعده به ايران ميروند و تعليم ميگيرند و بر ميگردند عراق، اين
امری کاملا مسجل است. بنابراين به اعتقاد من ما در عراق موفق
هستيم و اوضاع فوق العاده پيشرفت کرده ولی همچنين ميخواهم تاکيد
کنم القاعده در ايران است و در هم نشکسته است...,
همانطور که در ويديو می بينيد در اين هنگام سناتور جو ليبرمن که
در کنار او ايستاده بود سرش را توی گوش مک کين ميگذارد و چيزی
ميگويد که بعد دستگاه های برخی از رسانه های بزرگ از جمله CBS آن
را ثبت ميکنند. او داشت به مک کين ديکته ميکرد:,.. افراطی ها را
تعليم ميدهد نه القاعده را, . مک کين فورا مثل بچه حرف گوش کن
گفته خود را تصحيح ميکند: , متاسفم، ايرانی ها افراطی ها را
تربيت ميکنند نه القاعده را, و تاکيد ميکند ,نه القاعده را.,
شبکه های آمريکايی از فاکس در منتهاعليه راست تا پروگرسيوها و
وبلاگ های مستقل اين قطعه را پخش کردند و در باره ,گاف, سناتور
مک کين به بحث و اظهار نظر پرداختند. نکته مورد تاکيد آن ها
عمدتا اين بود که القاعده سنی و رژيم ايران شيعه است. فاکس از
,تصحيح اشتباه, توسط سناتور گفت. وبلاگ های مستقل بيشتر در مورد
بی اطلاعی مک کين از اوضاع خاورميانه، يا پيری و نسيان او نوشتند
و يا خاطرنشان کردند که وقتی آمريکا برای حمله به عراق تدارک می
ديد افکار عمومی آمريکايی ها را فريب داد و گفت صدام با القاعده
ارتباط دارد.
ما قاطی کرده ايم، يا آنها
واقعيت اين است که رژيم ايران وقتی پای منافعش باشد القاعده که
سهل است سناتور مک کين را هم ميتواند , تعليم, دهد و با او و
يارانش رابطه بزند و در سياست های آمريکا برای برپا کردن جنگ های
خونين فرقه ای حتی جنگ بين شيعه ها شرکت کند، به شرط اينکه اميدی
داشته باشد که سهم قابل توجهی از اين جنايت مشترک بگيرد. چنانکه
قبلا هم همين سياست را پيش برده است.
اما مشکل ايرانيان، و جهانيان، اين است که بين دو نيروي، به زبان
خودشان، ,شر مطلق, گير کرده اند که از هيچ دروغ و از هيچ جنايتی
برای پيشبرد هدف های شان فروگذار نميکنند حتی وقتی در لبه گور
ايستاده اند و مردم به ,کبر سن, آنها ورفع شر آنها به جبر طبيعت
اميد بسته اند. زيرا آنها تا هستند چه در جنگ علنی و چه در ساخت
و پاخت پنهانی مردم را قربانی ميکنند.
ظاهرا ,فعلا, به نفع جنگ افروزان آمريکايی و متحدانش است که رژيم
ايران را فقط به افراطی های شيعه مربوط کنند زيرا نه تنها خودشان
در عراق با سنی ها و در منطقه با رژيم های سنی متحد شده اند بلکه
فعلا جنگ شيعه باشيعه در عراق به ميمنت و مبارکی در حال
,شکوفايی, است.البته معلوم نيست اين ,فعلا, چند روز يا چندسال
طول ميکشد. چون اين طور که از خبرها بر می آيد حمله به نيروهای
مقتدا صدر در عراق چندان موفق از کار در نيامده است و آمريکا
وانگليس که روز اول ادعا ميکردند خود ,دولت عراق, اين جنگ را پيش
ميبرد، حالا حقيقت را علنی کرده و با بمب افکن ها و بمب ها و
راکت ها وارد ميدان شده اند. ولی گزارشگران و تحليل گران مستقل
ميگويند عليرغم اين معلوم نيست حمله به نتايج مطلوب خود برسد و
حتی بيم آن می رود که نيروهای صدر از اين حمله قوی تر از گذشته
بيرون بيايند و حزب اسلامی آقای مالکی که ميگويند به اميد روبيدن
رقيب شيعه در انتخابات پائيز بااين حمله موافقت کرده است، ضعيف
تر از گذشته هم بشود. جالب اين است که دولت مالکی که آقای بوش در
روز نخست حمله برای موفقيتش دعا خواند، متحد نزديک رژيم اسلامی
است و کم نبودند جناح های رژيم اسلامی هم که برای موفقيت
,ماموريت, دولت مالکی دعا خواندند! بنابراين در اين ميان بر مردم
عراق و ايران که کاملا بيگانه محسوب ميشوند معلوم نيست تصحيح
,اشتباه, آقای مک کين چه فايده ای برای خودشان دارد. زيرا اگر
رژيم ايران، افراطی های شيعه يعنی مقتداصدر را تعليم ميدهد و
تلاش دولت متبوع آقای مک کين به نتيجه رسيده و دولت مالکی
نيروهای مقتدا صدر را شکست دهد، نزديک ترين حزب شيعه به رژيم
ايران يعنی همان شورای عالی انقلاب اسلامی که اسمش را کمی تغيير
داده پيروز از آب در می آيد. اگر هم شکست بخورد که به قول سناتور
مک کين صدری ها هم يار رژيم ايران هستند.
ازاوضاع عراق و سياست های پيچيده آمريکا و رژيم بگذريم که کلاف
سر در گم است و بايد باور کنيم بيش از اينکه ما ,قاطی, کنيم آنها
خودشان قاطی کرده اند. ,آنچه برهمه روشن است, و اغلب ناظران
ميگويند و ,گزارش ميکنند, اين است که رژيم و آمريکا با چندين کارت
بازی ميکنند و برخی از اين بازی ها با هم در تناقض هستند. بعلاوه
آنها به هم رودست ميزنند و مقاومت مردم با اشغال و دخالت خارجی اعم
از آمريکايی يا ايرانی را به خدمت ميگيرند و در نتيجه اوضاع قاطی
ميشود. اما چيزی که در همه بازی های آنها داو گذاشته شده استقلال و
حق تعيين سرنوشت عراقی ها، ايرانی ها و تمام مردم منطقه و همراه آن
جان و دارايی ميليون ها انسان ساکن اين منطقه است و رهايی مردم
منطقه بدون رهايی از شر هردو طرف و مداخله آن در تعيين سرنوشت
کشورها ممکن نيست. ديگر تنها قلم بدستان وابسته به يکی از دو طرف
هستند که منکر اين واقعيت ميشوند. يادمان باشد کسانی که در عراق
کشته ميشوند و خبرگزاری های انحصاری با خشنودی خبر تلفات آنها به
,عنوان, دشمن را به اطلاع عموم ميرسانند سران القاعده يا رهبران
حزب ,جيش المهدی, يا حزب الدعوه يا شورای عالی انقلاب اسلامی عراق
نيستند. اگرهم تک و توکی از آنهااز بين بروند پشتيبانان خارجی شان
که چشم فتنه هستند، از گزند مصوند. قربانيان اصلی جوانانی هستند که
در دوره تحريم 12 ساله بزرگ شده يا حتی چشم به جهان گشوده اند و در
حاليکه گرسنگی می کشيدند، آلترناتيوی به جز همين احزاب مرتجع که
متناوبا به ياور يا خصم اشغالگران تبديل ميشوند، نديده اند. و
مقاومت عراق که نخست فقط عليه نيروهای خارجی متمرکز بودمرحله به
مرحله اجزای مکملی يافت: نخست جنگ خونين شيعه و سني، که بعد جنگ
سنی با سنی
و حالا جنگ شيعه با
شيعه هم به آن اضافه شد.
اصولگرايان دو سوی آب
اما گاف سناتور مک کين به همين موردی که در ويديو آمده يا سرود
خواندن برای بمباران مردم ايران يا, 100 سال ماندن در عراق, يا
اظهار بی اطلاعی محض از مسايل اقتصادی يا دفاع ازيک کشيش ضد يهود
که کليسای کاتوليک را ,فاحشه خانه بزرگ جهان, خوانده خلاصه
نميشود. هنوز هيچ نشده، ليست های متعددی از گاف های آقای مک کين
تهيه کرده اند. اما اين يکی جالب است: وقتی در مورد ,گاف, او
مبنی بر 100 سال ماندن در عراق توضيح خواستند، او اين به اين
,برهان قاطع, متوسل شد:
, هيچ آمريکايی بر عليه حضور نظامی ما در کره يا ژاپن يا آلمان
يا کويت يا ترکيه يا ديگر جاها حرف نميزد، زيرا آمريکا در اين
مناطق تلفات نمی دهد.,
بنابراين به عقيده مک کين آنچه مهم است جان آمريکايی است، گور
پدر ملت ها، خواست شان، حقوق شان و البته جان شان.
سناتور جو ليبرمن که در کنار سناتور مک کين و به عنوان راهنما و
مصحح او در ويديو ديده ميشود خود به اندازه مک کين جالب و به قول
بچه های خودمان در ايران ,يک پديده, است. مک کين و ليبرمن که
اولی از حزب محافظه کار و دومی از حزب دمکرات است رسما به اين
دليل به هم نزديک شده اند که هردو خود را ,مستقل, ميخوانند.
منظور از ,مستقل, اين است که هردو وقتی می بينند سياست حزب شان
رای جلب نميکنند در آن حوزه روشی پوپوليستی اتخاذ ميکنند.
امابه هرحال ,استقلال, در هر معنايی بهانه است و ليبرمن بيش از
مک کين به بوش نزديک بوده است و بوسه معروف جرج بوش بر گونه
ليبرمن درسخنرانی آغاز سال 2005 به خاطر خصلت سمبوليک آن و نشان
دادن وفاداری ليبرمن به سياست جنگ افروزانه دولت بوش در
خاورميانه بود که آن همه سروصدا برپا کرد. وجه مشخصه واقعی
ليبرمن، که او را به بوش، مک کين و جمهوريخواهان نزديک کرده
وفاداری و سر سپردگی کامل او به اسرائيل است و اين وفاداری فقط
به حمايت از جنگ عراق يا جنگ افروزی در خاورميانه محدود نمی شود،
بلکه تا جايی پيشرفته است که او همراه لنی چني، بانوی دوم آمريکا
و همسر ديک چنی و دانيل پايپز يکی ديگر از حاميان اسرائيل که به
نژادپرستی در آمريکا شناخته شده است، وبسايت و در واقع سازمان
بدنام ,ديده بان دانشگاه Campus Watch , رابعد از 11 سپتامبر باز
کرده است. اين نهادی است که آنرا اهرم بازگشت به دوره تفتيش
عقايد مک کارتی خوانده اند وروزنامه های اروپا از جمله گاردين
گزارش مبسوطی از فعاليت های آن داده اند وبسياری از استادان
آمريکا و نيز دو دانشمند معروف، جان ميرشهايمر و استفن والت که
جزوه لابی اسرائيل را نوشته اند در مورد فعاليت های شبه جاسوسی
وفشارهای آن شهادت داده اند. اين نهاد که ظاهرا به قصد تقويت
مطالعات آمريکا در خاورميانه تاسيس شده، دانشجويان را تشويق
ميکند حتی به آنها پول و امتيازات ديگر ميدهد که در مورداستادان
و پژوهشگران و معلمانی که واحد درسی دارند و سخنرانان و مقالات و
جزواتی که به دانشجويان داده ميشود و گمان ميرود مطلبی عليه
اسرائيل و سياست های بوش توسط آنها ارائه ميشود گزارش دهند. به
گفته استادان معترض، در عمل نهاد مزبور ليست سياه تهيه ميکند و
آکادميسين های ,غيرخودی, را زير فشار قرار ميدهد و اگر تن در
ندادند آنها را با بسيج امکانات خود مجازات ميکند.
آقای ليبرمن البته با بن لادن مخالف است، اما مخالف همه ريشوهای
بنيادگرا نيست. او با برخی گروه های افراطی يهودی که به بهانه
احيای سنن کهن يهودی منابع مالی بسيج ميکنند همکاری ميکند.
ليبرمن و همسرش حادسا هردو از يهوديان ,اصولگرا, و به شدت مذهبی
هستند. حتی گزارش شده حادسا در برخی از محافل با روسری که برخی
از يهوديان بنيادگرا استفاده از آن را برای زنان واجب ميدانند
ظاهر شده است و اين امر در محافل سکولار آمريکا نگرانی ايجاد
کرده است. همانطور که استفاده از روسری توسط همسر نخست وزير
ترکيه در محافل سکولار اين کشور انعکاس نامساعدی داشته است.
طبيعتا عقايد مذهبی هرکس به خودش مربوط است، واين مساله در
آمريکا بيش از ترکيه جاافتاده است. اما وقتی سياستمدار عقايد
مذهبی خود را به محور جهت گيری سياست خارجی تبديل کرده و بخواهد
آرماگدون ,جنگ نهايی خدا و شيطان در کتاب مقدس مسيحيان ويهوديان,
در روی زمين راه بيندازد، آنوقت عقايد شخصی سياستمدار به مساله
همه تبديل ميشود.
مساله اين است: آنها که در آن يا اين طرف اقيانوس ها با وعده
دمکراسی ,آرماگدون, راه بيندازند يا مثل رئيس دولت ولايت فقيه با
وعده بهشت رسما پيام ميدهند سياست داخل و خارج را برای روز ,ظهور
حضرت, آماده ميکنند، زمين به جهنم تبديل کرده و مردم را در آتش آن
می سوزانند، زيرا در اين جهنم است که منافع فرقه و دولت و شخص
خودشان تامين ميشود. لعنت آسمان را به خدا ها و پيامبران خودشان
واگذار ميکنيم، اما لعنت ابدی زمين و انسان های روی زمين بر آنهاست
|
|
|