از میان نوشته های رسیده شماره 207  نشریه پوشه














 









































 





































 





































 












































 


دوست عزیزآقای « مجید کفائی » نوشته زیر را برای نشریه فرستاده اند که بدون هیچگونه ویراستاری برای بازدید شما در این بخش گذاشته میشود
دیدن بدن دختر نامحرم به قصد ازدواج، نظری  بر فتوای حضرت آیت الله العظمی، سید محمد صادق روحانی حفظه الله
از آنجا که اندیشمندی از لندن، پس از خواندن فتوای آیت الله ، از من  پرسیده بود
? is it ok و من باو  پاسخ داده بودم که  it is not ok (1)   و  اضافه کرده بوم بزودی توضیح خواهم داد ، ذیلاً  ملاحظات زیر را،که دربارۀ آن فتواست،  از نظرتان میگذرانم :
باید توجه داشت که فتوا درپاسخ به پرسش دختری است  که در ایران است  و خواستگار در خارج از ایران، و این دو همدیگر را ندیده اند و دختر میخواهد بداند اگر از طریق ِ دوربین ِ کامپیوتر، خود را بدون حجاب به خواستگار نشان بدهد آیا  اشکال دارد یا نه ..؟
در جواب  آن ِاستفتاء  حضرت آیت الله این فتوا را صادر فرموده اند  :
((اگر قصد طرفین ازدواج است دیدن تمام بدن هم اشکال ندارد ولی نه برای مدت زیاد به مقداری که خواستگار  کاملاً تشخیص بدهد آنچه خواستۀ اوهست در شما وجود دارد یا نه ))
باید به حضرت آیت الله تهنیت گفت زیرا فتوای ایشان  بسیار امروزی و هالیود پسندانه  است
اگر اصل استصحاب را در اینجا جاری بکنیم ( ابقاء الشی علی ما کان ) میتوانیم بگوئیم که  سُنّت مردم ایران ، چنین بوده  و هنوز هم هست که مادر و خواهر خواستگار،عروس ِاحتمالی را می بینند و به خواستگار اطلاع میدهند که  (( آنچه خواستۀ اوهست )) در عروس احتمالی وجود دارد یا نه ؟ اینکه خواستگار بخواهد از راه دور  با استفاده ازکمپیوتر  و دوربین، تمام  بدن ِ دختر ِ مؤمنۀ مُحجّبه را ببیند تا (( کاملاً تشخیص بدهد آنچه خواستۀ او هست )) در دختر موجود است یانه !؟  بکلی َخرق ِ عادت و شکستن سنّت است! حالا  چرا دستور د اده نشده در این مورد  طبق سنّت عمل شود،  زیاد بر بنده  روشن نیست یحتمل که خواستگار، بستگانی در ایران ندارد تا سراغ دختر بروند و پس از دیدن او به خواستگار اطلاع بدهند  که آنچه خواستۀ او هست در دختر وجود دارد یانه . بجاست در اینجا نظری به متن  فتوا بیافکنیم که برای من پرسش هائی  را برانگیخته است  از آن جمله :
1-    (( اگر قصد طرفین ازدواج است )) ، احراز قصد چگونه باید بشود  ؟ آیا گفتۀ شفاهی خواستگار از راه دور کافی است ؟ و یا قصد ِ به ازدواج، باید بطور کتبی و امضاء شده اوّل بدست دختر برسد تا پس از وصول آن، دختر بتواند تمام بدن خود  را از طریق دوربین و رایانه به خواستگار نشان بدهد.
2-    منظور از((  دیدن بدن )) چیست ؟ آیا منظور از(( دیدن ِ بدن))،  دیدن ِآن با لباس است؟ یا  بدون ِ لباس ؟ اگر منظور با لباس است که در این صورت  بدن پوشیده است و نمیشود آنرا دید چه برسد باین که (( کاملاً تشخیص )) داد در زیرلباس  چه وجود دارد و لهذا تحقق  (( تشخیص کامل )) در مورد مانحن فیه   تعلیق به امری محال میشود!
3-    منظور از (( تمام بدن )) چبیست ؟ آیا شامل جلو و عقب ، پیش و پس و آنچه آقایان علماء از آن بعنوان  " مواضع زینت " یاد میکنند، آیا شامل آنها هم  میشود ؟  که باید بشود زیرا واژۀ((  تمام )) چنین معنا ئی را میدهد وشامل همۀ نقاط بدن میشود. اگر چنین  است پس دختر مؤمنۀ ِ مُحَجبّه باید ُقبل و دُبُر ِ خود را هم، به خواستگار از طریق  رایانه نشان بدهد اگر ندهد که شرط (( تمام بدن )) رعایت نشده.
4-    منظور از (( نه برای مدت زیاد )) چیست ؟ چه مدتی زیاد است و چه مدتی کم  ؟ فرمود (( و خلقناکم اطوارا )) . آنچه برای من زیاد است لِعَل برای دیگری کم باشد وبالعکس.
5-    منظور از کاملاً  چیست ؟ و ضابطه برای تشخیص ِکامل و تشخیص ناقص  کدام است ؟
6-     (( آنچه خواستۀ او هست ))   آیا خواستۀ خواستگار باید قبلآً باطلاع دختر برسد یا نه ؟
از این قبیل پرسش ها باز می توان مطرح کرد که برای اجتناب از اطناب از آوردن آنها خودداری میشود. بنظر میرسد که حضرت آیت الله  که با  سعۀ صدر و حسن نیّت این فتوا را صادر فرموده اند  به تالی فاسد ِ فتوای خود ، آنطور که باید و شاید،  توّجه نفرموده اند . زیرا ممکن است که خواستگار پس از دیدن تمام بدن دختر باو بگوید آنچه خواستۀ او بوده و هست آنرا  در دختر نیافته است ( مثلاً بگوید من  با دختری میخواهم ازدواج کنم که سینه هائی برجسته داشته باشد و حلقه های اطراف ِ نوک ِ پستانش هم باید ارغوانی رنگ باشد و نه قهوه ئی رنگ واین هر دو صفت در شما وجود ندارد  ودر مورد مواضع زینت هم چیزهای دیگری بگوید )  که در این صورت علاوه براینکه دختر ناراحت خواهد شد این خطر هم در میان استکه،خواستگار،با  استفاده از تکنولوژی موجود، عکس ویا فیلم دختر را، هنگام دیدن تمام ِ بدن بگیرد و اگر او نگیرد هیچ بعید نیست که سازمان های تجسسی بیگانه، که به رایانه ها ی خصوصی دسترسی دارند، آنها عکس ِ تمام بدن دختر را ثبت و ضبط بکنند . فرض محال هم که محال نیست . بیائید فرض کنیم که چنین دختری بعداً زن یک مرد روحانی  بشود آنوقت زبانم لال  عکس بدن و فیلم ِ ناموس آن روحانی  در دست  مردان بیگانه و یا کفار حربی است . نعوذ بالله !!
دیگر اینکه اگر دختر بخواهد  خواستگار ِمرد نیز، تمام بدن خود را به دختر نشان بدهد: ستبری عضلات بازو و سینه و مردانگی اش را،  آیا این حق را هم به دختر میدهید یا نه ؟ اگر ندهید که این از عدالت دور است واگر بدهید آیا مرد باید بدن خود را با لباس نشان بدهد؟ که دراینصورت  مردانگی اش مستور است و کار (( تشخیص کامل ))  لنگ میماند و اگر خودرا لخت و برهنه (( ربی کماخلقتنی )) به دختر نشان بدهد که دیگر نور علی نور است . 
دیگر اینکه سزاواربود که قبل از صدور فتوا حضرت آیت الله از خود این پرسش را میفرمودند و آن این که آیا به دختر ِخود( بفرض اینکه دختری داشته باشند ) آیا باو اجازه میدادند و یا میدهند  که جلو دوربین رایانه  برود  و تمام بدن خود را به خواستگار ِ احتمالی  نشان بدهد ؟
اگر پاسخ مثبت است که مایۀ مسرّت است زیرا مُبیّن پیشرفت و مُبَشِّر ِ  طلوع  عصری جدیدی در ممالک محروسۀ اسلامی است که بی شُبهه  به سطح هالیود میرسد  واگر پاسخ منفی است  پس چگونه آنچه را که بر اهل بیت خود نمی پسندند آنرا برای سایر مؤمنات تجویز میفرمایند ؟
 البته دَرک ِ این مُهم  مشکل نیست  زیرا  (( ...هو واضح لمن کان له ادنی تأمل ... )) واین عبارتی است از کتاب (( کفایة الاصول )) که نیای بزرگ من، مرحوم (( آخوند خراسانی ))،که فتوا به مشروطیت ایران داده اند، آنرا متجاوز از صد سال پیش در کتاب خود مرقوم فرموده اند. بسیاری هم نمیدانند که (( خراسانی )) تنها مرجع علمی عالیمقامی است که برای پیغمبر ولایت مطلقه قائل نبود تا چه رسد به امامان وفقهاء. بیگمان، اوتنها مرجعی است که با استناد به مدارک متقن اسلامی   ثابت کرده است که ولایت مطلقۀ فقیه مُستند شرعی ندارد(2) و بدین ترتیب آن بزرگ استاد(3) در مقابل تمام علمای متقدم و متأخر،که عقیده به ولایت مطلقۀ فقیه داشته اند و  دارند محکم  ایستاده است وما میدانیم آنان، که نقشۀ تخریب ایران را داشتند از کسی که  حُبّ ریاست داشت استفاده کردند و رژیم ولایت مطلقۀ فقیه را در ایران پیاده نمودند ومملکت را بخاک سیاه نشاندند.  البته میشود در  باره ی این موضوع  بیشتر قلمفرسائی کرد ولی همین مختصر کافی است زیرا  (( بر اهلِ معنی شد سخن اجمالها تفصیل ها )).
با اینکه این نوشته را در پاسخ پرسشی  که از من شده بود نوشتم اما   اگر کسی بخواهد آنرا از نظرحضرت  آیت الله بگذراند، اشکالی ندارد . از آنجا که هدف ایشان حفظ و وقایۀ بیضۀ اسلام است لِعَل بفرمایند   َاحوَط بَل اقوی این است که برای جلوگیری از زیان های ِناموسی ِاحتمالی، شایسته است که تجدید نظری در فتوای صادره بنمایم  . والعلم عند الله

مجید . ع . کفائی
مونترال - چهارم اردیبهشت ماه   1387 شمسی اسلامی برابر با سال 2567 ایرانی = .04.2008 23میلادی

1 - درست است که در خانواده ای روحانی زاده و در شهر های مذهبی مدرسه رفته و در میان آیت الله ها و آیت الله زاده ها بزرگ شده ام و حقوق و شرایع اسلامی را هم در دانشکدۀ حقوق تهران متجاوز از 55 سال پیش آموخته ام و پانزده سالی هم در کانادا بکار قضاوت مشغول بوده ام ولی باید در اینجا، برای رفع هر گونه سوء تفاهم، تأکید کنم که من بهیچوجه توی خط  ِمذهب و چاه جمکران و این گونه مطالب نیستم.  فرمود  :

غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود  ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

بعلاوه چون قریب به 30 سال است که در کاناداهستم و پیش از آن هم 25 سال دیپلمات و در خارج از ایران بوده ام، بیگمان مرغ اندیشه ام آزاد است و این حرف ها  برای افرادی است که  دست و پایشان به زنجیر دین بسته است وعینک جهان بینی یشان شکسته. این کوته بینان از عظمت ِ جهان آفرینش بی خبَرَند و به پیروی از اوهام مفتخرند .
آری بقول خودم در شعر " بر با ل ّ فرشته "
.....گرهمچو پشه باشی تو همچو پشه بینی
گردی چو عقاب آنگه بر کوهی و بالایی
دید ِ تو شود افزون، صد درّه و صد جیحون
در زیر پر و بالت، بینی همه پهنائی
گر موری و در سوراخ کی دیدِ عقابت هست
بر خاکی و از خاشاک داری تو تمنائی
گر کِرمی و در حوضی تنگ است تورا میدان
گردی چو نهنگ آنگه تو بحر بپیمائی......الخ

2
- ((آخوند ُملا ُمحَمد کاظم ُخراسانی ( 1329-1255 ه.ق) یکی ا ز بُزرگترین ُعلَمای ِ اسلام در َسده ی َاخیر است . ِاعتبار ِ ُخراسانی از دو حیث است . اوّل،  وی یکی از َارکان ِ ِعلم ِ ُاصول ِ ِفقه در حوزۀ َتشَیّع َمحسوب میشَوَد تا آنجا که ُمهمتَرین تألیف ِ وی  ِکفایة الاصول از َزمان ِ ِنگارش تا کنون ِمحوَر ِ َتعلیم و َتعلمُّ ِ این رشته در حوزه های ِِ عِلمیۀ امامیه می باشد وآراء خاص و ابتکارات ِ وی َکما کان زنده و مورد ِ َبحث است . دوّم، او ُبلند پایه َترین حامی ِ  َمشروطیّت ِ ایران در میان ِ عالِمان ِ دین و َمراجع ِ َتقلید بوده و در دو ُبعد ِ َعمَلی و َنظَری در ِنهضَت  َمشروطیّت  َمنشأ َ اثر ِ  َجدیدی بوده است تا آنجا که از زمان ِ َرسمیّت ِ َمشروطیّت در ایران تا َزمان ِ َوفاتش یعنی ُحدود ِ شش سال ُخراسانی َشخصیّت  اوّل در َتحوّلات ِ  َنظری و َعمَلی در ایران و حوزۀ َتشیّع است  .
او در حوزۀ سیاسَت،  دارای آراء َبدیعی است که با َاندیشۀ َفقیهان ِ َقبل از خود َتفاوت ِ ِجدّی دارَد و این آراء تا میزانی است که ُخراسانی را صاحب ِ یک َمکتَب  سیاسی ُمعرّفی می ُکنَد ....
ُخراسانی َزمانی از َمجموعۀ َادّلۀ ِ  اِقامه ُشده، ِولایَت َفقیه را ِاستنباط  َنکَرد  که در اوج ِ ُقدرَت و اِقتِدار ِ دینی بود و ِاتّهام ِ دور بودَن ِ ِذهن ِ او از سیاسَت و لوازِم ِ آن،  َهرگز در قول ِ به ِانکار  ِ ولایَت َفقیه،  به او نمی َچسبَد.
او با اینکه بالاتَرین حامی ی یک ِنهضَت ِ سیاسی است ..... باز بر اینکه ِولایَت ِ عامّۀ َفقیه فاقِد ِ ُمستَنَد ِ ُمعتَبَر ِ َشرعی است پا ِفشاری میکرد .
تلگراف ها و موضع گیریهای ِ سیاسی ُخراسانی حکایَت از این دارَد که او سیاسَت را َحدّ َاقَل در میان ِ َهمگِنان ِ خود بهتر می فَهمید.
 با َتوَجّه به َپروَندۀ درخشان ِ ُمبارزات ِ سیاسی وی میتوان به ُجرآت ِادعا کرد که ُخراسانی  ُمبارز ترین َفقیه ُمنکِر ِ  ولایَت َفقیه است .  او اگر چه َهمواره از زاویه ی َتکلیف ِ شَرعی با ُظلم ُمبارزه کرد و ِنهضَت ِ ِعدالت خواهی ِ َمشروطه را َرهبری کرد امّا ِنشان داد که این َتکلیف ِ َشرعی را از ابواب ِ دیگر ِ ِفقهی از َقبیل ِ َامر ِ به َمعروف و َنهی از ُمنکَر َاخذ کرده است نه از ولایَت ِ َفقیه.
ِانکارِ ِ  ِولایَت ِ عامّۀ َفقیه از سوی ِ  ُخراسانی به این َمعناست که وی برای ِ ُفقَها،  حَقّ ِ ویژه ای در حوزۀ سیاسی قائل َنشده است .
ُخراسانی ولایَت ِ ُمطلقه را َنه َتنها برای ِ ُفقها