|
«
از میان نوشته های رسیده به نشریه پوشه شماره
221 »
1
-
در بخش یکم « از میان نوشته های رسیده به نشریه پوشه » شماره 221 یک جک داریم که در باره آقای بریان مالرونی نخست وزیر پیشین کانادا، کوک شده است . این نوشته را دوست گرامی نشریه آقای مجید کفائی برای ما فرستاده اند . البته پیش ترها این جک برای جرج بوش رئیس جمهور آمریکا نوشته شده بود ولی اینک برای بریان مالرونی نخست وزیر پیشین کانادا و بزبان انگلیسی نوشته شده و همکاران نشریه آن را به زبان پارسی برگردانده اند . با هم این جک را می خوانیم .
یکنفر که تازه مرده بود، در آن دنیا بردنش جلو دروازه ورودی بهشت . اونجا سن پیتر را دید که پشت سرش یک دیوار بزرگ پر از ساعت های دیواری بود . مرده از سن پیتر پرسید:
ـــ این همه ساعت دیواری برای چی اینجاست؟
سن پیتر پاسخ داد:
ـــ اینا ساعت های دروغ سنج هستند . هر کدوم از این ساعت ها مال یک نفره و جابجائی عقربه های این ساعت هانشون دهنده میزان دروغ هائی است که اون آدم در همه زندگیش گفته
مرده پرسید :
ـــ خب اون ساعتی که عقربه اش تکون نخورده مال کیه؟
سن پیتر گفت:
ـــ اون ساعت مالِ مادام ترزه و نشون میده که مادام ترز در زندگیش هیچ دروغی نگفته
مرده پرسید:
ـــ اون یکی مال کیه؟
سن پیترز پاسخ داد:
ـــ اون مال آبراهام لینکلن رئیس جمهور خیلی پیش آمریکاست. و چنانچه می بینی عقربه ساعت او دو بار تکان خورده . یعنی ابراهام لینکلن در زندگی دوبار دروغ گفته
مرده پرسید:
ـــ کدوم یک از این ساعت ها مال بریان مالرونی، نخست وزیر پیشین کاناداست؟
سن پییتر پاسخ می دهد:
ـــ اوه خدای من، عقربه های ساعت بریان مالرونی آنقدر با شتاب چرخ میزند که عیسی مسیح در اتاق خودش از اون بعنوان پنکه سقفی استفاده میکنه
در زیر این جک را بزبان انگلیسی می خوانید:
Brian's clock
A man died and went to Heaven
As he stood in front of the Pearly
Gates, he saw a huge wall of clocks
behind him. He asked, 'What are all those clocks
St. Peter answered, “'These are Lie-Clocks. Everyone on earth has
a Lie -clock
every time you lie, the hands on your clock move
'Oh', said the man. 'Whose clock is that
That's Mother Teresa's', replied St. Peter.. 'The hands have never
moved, indicating that she never told a lie
Incredible', said the man. 'And whose clock is that one
St. Peter responded, 'that's Abraham Lincoln's clock: the hands have
moved twice, telling us that Abraham told only two lies in his entire life
Where's Brian Mulroney’s clock?' Asked the man
St Peter replied
Jesus has it in his office
He uses it as a ceiling fan
2 -
یکی از دوستان نشریه هم نوشته زیر را برای ما فرستاده اند که بسیار جالب است و امید داریم از خواندنش خوشتان بیاید .
عجیب ترین قوانین جهان
1.
جویدن
آدامس در سنگاپور ممنوع است.
2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای
تقلب به
زندان فرستاده می شوند.
4. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.
5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.
6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع
فیلم قیام
کنند.
8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک مردن اینکه بچه ای زیر آن
خوابیده
است یا نه، ممنوع است.
9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل
از خارج شدن
ازخانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.
10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را
موظف
می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور
پیوسته به
صدا درآورند.
11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی
در حین
خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.
12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت
اصلیت سریال ممنوع بود.
13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست
1500 نفری
در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.
14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام
داشتن مودم
دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.
15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.
16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت
اعدام
می شد.
17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد،
اعدام
می شد.
18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان
به علت
تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور
داشتند
پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده
نشوند.
19. در 24 ایالت آمریکا صغف حنسی عامل اصلی طلاق است.
20. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس
خواب،
برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.
21. در انگلستان، سر لاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه است و
دم آن
متعلق به ملکه.
22. در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.
23. در ویکتوریای استرالیا پوشیدن شلوارک های صورتی تحریک آمیز در غروب
های
شنبه ممنوع است.
24. در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را
دارند.
25. در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و
پیمان شکنی با سلطنت است.
26. در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان
مصنوعی را دارند.
27. در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.
28. در منطقه کنورسویل ویسکانسین آمریکا، مردان در هنگام اوج لذت
شهوانی (ارگاسم) همسرانشان حق تیراندازی ندارند.
29. در اوهایو آمریکا, ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.
30. در اندونزی مجازات استمنا, مرگ است.
31. در بخش اروکای ایالت نوادا، بوسیدن زنان توسط مردان سبیلو ممنوع
است.
32. در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.
33. در لوای آمریکا، بوسیدن بیش از 5 دقیقه مجاز نیست.
34. زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.
35. در روآتای ایتالیا، عبور افراد غیر مسیحی از 20 متری کلیسا ممنوع
است. اما عبور بزرگراهی از فاصله 15 متری کلیسای آن منطقه موجب دردسر
پلیس شده بود، زیرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگران برای چک
کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.
36. در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.
37. در بحرین پزشکان حق ندارند در هننگام معاینه به آلت تناسلی زنان
مستقیم نگاه کنند، اما اجازه دارند تصویر آنرا در اینه ببینند.
38. در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است
...
« دنباله نوشته
ها را در ستون
روبرو بازدید کنید » |
|
|
3
-
و اما یکی از
بازدیدکنندگان نشریه اینترنتی پوشه طنز زیر را
برای ما فرستادهاند که ضمن سپاس از ایشان، این
شعر را برای استفاده دیگر دوستان در این بخش
می گذاریم . این شعر از هادی خرسندی است . با
هم آنرا مرور می کنیم:
داستان روباه ها و کلاغ
سیاه
روباه یکم:
به به به
عجب کلاغی -
ششهزارساله که توی باغی
داری تو تمدنی کهنسال –
خوشرنگ بود ترا پر و بال
تواهل هنر منم همینطور –
من اهل هنر زنم همینطور
خوب است تو هم که میتوانی –
یکخرده برای ما بخوانی
من بهر صدات بیقرارم –
وگرنه پنیر دوست ندارم
روباه دوم:
لاحول ولا عجب کلاغی –
بین کلاغا تو یکی طاقی
حالا که عبای تو سیاه است –
گر روضه نخواندهای گناه است
یک ذکر مصیبتی، دو دانگی –
از بابت اهل بیت بانگی
من شیخم و ختم روزگارم –
وللاهه پنیر دوست ندارم
روباه
سوم:
به به به به عجب کلاغی –
به به چه کلاغ قلچماقی
وقتی یونیفورم تو سیاه است –
جای تو همان دل سپاه است
فرمان ز تو و اطاعت از ماست –
فرمان به چپ چپ و براست راست
بگشای به قدرتی دهانت –
فریاد بزن ز عمق جانت
من مرد بسیج و پاسدارم–
یکذره پنیر دوست ندارم
روباه
چهارم:
آی کلاغ توئی پنیر به منقار –
زکی بیا پائین پولارو بردار
ببین سیبزمینی هم میذارم روش –
سفرهتو بیار نفت بریزم توش
آخ کلاغ کلاغ قدتو قربون -
معلق میزنم واست کلاغ جون
هرکس سر راهمو بگیره –
آروغ میزنم درجا بمیره
آخ کلاغ کلاغ کلاغ اسلام -
من هرچی بخوام پنیر نمیخوام
4
-
و
شعری زیبا که توسط هادی خرسندی
این ابرمرد طنز در ادبیات معاصر
ایران سروده شده و باز هم
دوست گرامی نشریه آقای مجید کفائی
آنرا انتخاب و برای ما فرستاده
اند . این شعر را بخوانید و لذت
ببرید
داستان موش و
گربه
از: هادی خرسندی
ای خردمند عاقل و دانا
حظ کن از داستان رکسانا
دختری بود
ژاپنيکائی
پدرش بود اهل ايرانا
دخترک گفت در ديار پدر
هست گوجه فرنگی ارزانا!
همچنين گفته است بی.بی.سی
گشته امنيتش فراوانا!
پس به ايران روم پی اخبار
ميفرستم خبر ز تهرانا
رفت و افتاد ناگهان در حوض
حکم او هشت سال زندانا!
که گرفتيم کهنه جاسوسی
برملا گشت راز پنهانا
کرده از وضع ما خبرچينی
از برای بزرگ شيطانا
آی بيا، آی ببر، به دام افتاد
شاهماهی چه زود و آسانا
ملکه بوده توی زيبائی (1)
کرده بر تن لباس الوانا
ماتاهاریترين ِ جاسوسان (2)
توی سلول گشته مهمانا
آيتالله را خبر سازيد
تا کند تيز چنگ و دندانا
.....
زانطرف گربه را خبر دادند
که چه بنشستهای باراک خانا!
به حساب تو دختر معصوم
شده زندان پاسدارانا
گر نجنبی به شيخ ميبازی
جنگ را کرده است اعلانا
غرشی کرد گربه آهسته
که دوباره؟ شما؟ گروگانا؟
واقعاً دستخوش به جرأتتان
گشت روشن ز بنده چشمانا
گربه گفت و نشست بر سر ِ دم
بود وردست او کلينتانا
ناگهان در تلاش افتادند
از صغير و کبير موشانا
اين يکی گفت اشتباه شده
نيست تقصير من به قرآنا
آن يکی گفت من عمل کردم
طبق دستور و روی فرمانا
سومی اکسکيوزمی گويان
گشت گرم سفر به استانا
سنبه پر زور بود اين دفعه
موشها اين ميان هراسانا
يا زمين سفت بود پنداری
خيس شد روی و ريش آنانا
الغرض ناگهان ورق برگشت
موشها زرد کرده تنبانا
چون وضوئی که ميشود باطل
حکم قاضی گرفت بطلانا
گشت مشمول مبطلات وضو
آنچه آمد ز سوی سلطانا!
آنهمه هارت و پورت و قال و مقال
ناگهانی گرفت پايانا
پس چه شد هشت سال زندانش؟
الذين کنف کنافانا!
بعد ازين گز نکرده پاره نکن
متر کن پاره کن مسلمانا!
شادمانيم ازين که ايندفعه
نشد آن بیگناه قربانا
ليک بسيار بیگناهانند
همچنان در وطن به زندانا
چه اسانلو چه آنهمه زن و مرد
در پس ميلهها پريشانا
«غرض
از موش و گربه برخواندن»
«مدعا
فهم کن» اوبامانا!
(سيد ولی جان نصر، پس لطفاً
ترجمه کن برای ايشانا:) (3)
نکند در ازای اين موضوع
بدهی اين ميانه تاوانا
نشود ماجرای اين دختر
مايهی عقد عهد و پيمانا
که در ايران صد و چهل ميليون
هست چشم ِ ز غصه گريانا
بابت آن دو چشم بادامی
نکنی پسته معامله، جانا!
نزنی لاس با فلان آخوند
توی پستو و کنج دالانا
ژست عالی بگير و صحبت کن
زير نور و ميان ايوانا
شيوهی آب زيرکاهی را
منتفی کن، بيا به ميدانا
سخنی گويمت، مگو زود است
جان تو هست وقتش الآنا:
پسرم گر رفيق قافلهای
از چه با دزد
در معاملهای؟
« دنباله نوشته
ها را در ستون
روبرو بازدید کنید » |
|
|
5
-
می رسیم به گفته های بزرگان که همکار عزیز نشریه خانم اکرم صادقی
برای فرستاده اند . واژهای بی مانند بزرگان این شماره در باره خرد و
خردمندی است که به بازدید کنندگان گرامی پیشیاره میشود
خرد و خردمند از ديدگاه بزرگان
آنگاه که همه نيک سخن مي گويند، پليد انديشي عين خرد است . آلفرد مارشال
آزادي تلاش خردمندانه آدمي در جستجوي علت حادثه هاست .. هربرت مارکوزه
آدم خردمند ، تار و پودهاي اصلي زندگي را مي يابد . ارد بزرگ آن که در طلب کمال است بايد خرد ور و با دانش باشد . بزرگمهر آن که پيروي خرد است دل به هوس نمي سپارد . بزرگمهر آسودگي آدمي ، به گنج و دينار نيست که به خرد است و روشن بيني . ارد بزرگ آنکه به خرد توانا شد ، ترس برايش نامفهوم است . ارد بزرگ آنکه همه چيزش را به جهان مي سپارد و خود سخن تازه ايي ندارد نبايد مدعي داشتن خرد باشد و دانش . ارد بزرگ آنکه زيبايي خرد را نديد ، گرفتار زيبايي آدميان شد و بدين گونه از هر چه داشت تهي گشت . ارد بزرگ آناني که در کنار ما زندگي مي کنند اما کنشي ندارند و وارستگي را در پشت کردن به جهان مي دانند گوشه نشيني مي کنند و همه چيز را گذرا مي دانند تکه گوشتهاي هستند که هنوز از جهان حيواني خود به دنياي آدميان پا نگذاشته اند . آنکه ما را به اين جهان آورد فر و خرد را مايه رشد ما قرار داد ، بايد به آنان گفت خرد و دانش را انکار کردن با خوابيدن و مردن تميزي ندارد . ارد بزرگ انسان خردمند فرصت ها رامي سازد،نه اينکه درانتظار آنها بنشيند . بيکن اهل خرد ، پيشتاز روزگار خويش اند . ارد بزرگ اهل خرد و فرهنگ هميشه زنده اند . ارد بزرگ ارزش هر کس به قدر خرد اوست . بزرگمهر بازده خرد براي اهل معنا ، کلام سکرآور است . ارد بزرگ براي شناخت آدميان ، بجاي کنکاش در انديشه تک تک آنها ، بدنبال شناخت پيشواي انگاره و خرد آنها باشيد . ارد بزرگ براي کسب خرد ، سختي را بر خود هموار کن . ارد بزرگ براي دلهره شبانگاهان ، نسيم گرما بخش خرد را همراه کن . ارد بزرگ با آدمي گفتگو کن که رسيدن به خرد و آگاهي انديشه اوست نه خويشتن خويش . ارد بزرگ با خرد ، به سرچشمه پاکي بيانديش . آدمي گاهي مبدا را اشتباه مي گيرد ، برسان زماني که رودها را سر چشمه درياها مي نامد ، حال آنکه ابرها از درياها برمي خيزند و رودها و چشمه ها را لبريز مي کنند . ارد بزرگ بي مايگي و بدکاري پاينده نخواهد بود ، گيتي رو به پويندگي و رشد است . با نگاهي به گذشته مي آموزيم آدميان، اشتباهاتي همچون : برده داري ، همسر سوزي و ... را رها نموده است ، خردورزي ! آدمي را پاک خواهد کرد . ارد بزرگ بي خردي است، که بگويم کسي بدي را بي بهانه (دليل )انجام مي دهد . فردوسي خردمند بي خردي اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادي و رهايي است . فردوسي خردمند تنها تنهايي کارآمد است که همراه باشد با پژوهيدن و کاويدن در خرد و دانش . ارد بزرگ خرد در پيکار با ديوان برنده ترين سلاح ها ااست در برابر شمشير تيز ديو ، خرد جوش است و جان بدان روشن . بزرگمهر خرد بر سر جان چون افسري تابنده است و مدارا و مهرباني به قدر همسنگ خرد است . بزرگمهر خرد در نظر گاه مردمان آزاده و نيکخو جهان پر از شادي و شکوه مي نمايد . بهره خردمندان و اميد واران هميشه شادکامي است . بزرگمهر خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هويداست . فردوسي خردمند خرد برترين هديه آسماني است . فردوسي خردمند خرد ابتدا به انديشه پناه مي برد . ارد بزرگ خردورزان هميشه به راه آزادگان و راستان مي روند . بزرگمهر خود را به هوس نزريک مکن که خرد را از تو روي بر مي تابد. بزرگمهر خردمند هر آنچه را که مي داند نمي گويد و هر آنچه را که بگويد مي داند. ارسطو خردمند آن نيست که چون در کاري ميافتد بکوشد تا از آن کار بيرون آيد، خردمند آنست که بکوشد در کاري نيفتد . نصيحه الملوک خردمندي که بخشنده و دانشور و دادگر و نژاده باشد هرگز بد خو نمي شود . بزرگمهر خرد ، آدمي را گرانبهاترين چيز است ، و خداوند خرد در هر دو جهان کامروا و سرافراز است . و اگر از خلعت خرد محروم بود دانش بجويد ، چه دانشور سرور سروران است . و اگر از آن هم بي بهره بود بايد دلير باشد و در ميدان نبرد بي باک باشد تا در نظر پادشاه گرامي ، و پيوسته شاد و فرمانروا باشد .و اگر اين نيز نداشت ديگر درخور زنده ماندن نيست ، و بهتر است که مرگ وي را دريابد . بزرگمهر جام عمر را جز با مي دلدادگي به خرد و دانش پر مکن . ارد بزرگ چراغ مايه دفع تاريکي است ، بدي جوهر تاريکي در زندگي آدمي است ، که از آن دوري بايد جست .فردوسي خردمند راز اندوختن خرد ، يکرنگي است و بخشش . ارد بزرگ ره آورد سفر در درون آدمي ، به جز خرد و پيشرفت نيست . ارد بزرگ رايزني با خردمندان ، پيروزي در پي دارد . ارد بزرگ رهايي و آزادي ، برآيند پرستش خرد است و دانايي . ارد بزرگ ريگهاي ساحل خرد ، نشيمنگاه پندارهاي پاک و شبانه توست . ارد بزرگ سخن هاي پست ، آدمهاي حقير را جذب و خردمندان را فراري مي دهد . ارد بزرگ شناور بودن خرد آدم در جهان احساس به او ميدان بروز و رشد هنر را داده است . ارد بزرگ شب زندگي براي خردمند ، همچون روز روشن است . ارد بزرگ نيکي برآيند خرد است ، در دل و روان آدمي . ارد بزرگ نتيجه گيري زود پس از رخدادهاي مهم زندگي از بي خردي است . ارد بزرگ گوش شنونده هميشه در جست و جوي سخن خردمندانه و حکيمانه است . فردوسي خردمند گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشي کمياب است . ارد بزرگ گيتي در جنگ و آوردي بزرگ در گردش است . انديشه و تلاش خردمندان از يک سو و پوزخند اهريمن و روان ديوپيشگان از سوي ديگر ، معرکه اين جهان گذارا است . ارد بزرگ دست استاد خويش را ببوس ، چون او هم پدر است هم پرورنده خرد . ارد بزرگ ده چيز بر ده گروه خاصه بر دانش پژوهان نکوهيده است : دروغ گفتن به فرمانروا ، سپهبدي که زر بر سپاه خويش نپراگند ، مرد سپاهي که از پيکار بهراسد ، دانشمندي که چون چيزي در نظرش مطبوع افتد دل به هوس سپارد و از گناه نترسد ، پزشکي که خود بيمار و دردمند شود . تنک مايه اي که به دروغ به سرمايه و دارايي خويش نازد ، سفله اي که بر هر کس که چيزي دارد رشک برد ، خردمندي که زود خشم بود ، و به چيز کسان طمع ورزد ، کسي که رهنمايي از نادان اميد دارد ، و آنکه کارگاه و يا بنيادي عظيم را به کاهلي سپارد ، و بي خردي که خردجوي نباشد . بزرگمهر در آيين خرد در هر کاري انديشه بايد . بزرگمهر در نظر خردمند شاديي که غم به دنبال دارد بي ارزش است . بزرگمهر درون ما با تمام جزئيات ، از نگاه تيزبين اهل خرد پنهان نيست . ارد بزرگ دانش برترين داده هاي يزدان پاک است . خردمند هميشه سرور است . بزرگمهر دانش امروز فر بسياري در پي داشته ، اما نيروي جاري سازي آرامش به روان ما را ندارد . امنيت را بزرگان خردمند به ما مي بخشند . ارد بزرگ دشمني و پادورزي ، به آدم خردمند انگيزه زندگي مي دهد . ارد بزرگ عظمت مردان بزرگ از طرز برخوردشان با مردات خرد آشكار مي شود . كارلايل هيچ کس نمي تواند چيزي را به شما بياموزد جز آنچه که در افق ديد و خرد شما وجود داشته و شما از آن غافل بوده ايد . جبران خليل جبران هيچ كس به خرد غايى نرسد، مگر آن را در خود جست وجو كند. اينشتين هر آنکه خردمندتر است اهريمن بيشتر به او حمله مي کند . در ميدان جنگ و آورد او هزاران فتنه و افسون کشته شده را خواهي ديد . ارد بزرگ هر افتادني همان برخاستن است. آن کس که به اين حقيقت ايمان دارد به راستي خردمند است. ولسواني يوگا پيام خرد است و بشريت وارث اين پيام . دالايي لاما يك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند . فرانسيس بيكن
|
|